ابراهيم عاملي ( موثق )

120

تفسير عاملي ( فارسي )

بزايم با اين شوهر پيرم ؟ كه البتّه اين شگفت چيزى بود 73 [ فرشتگان ] گفتند : مگر از كار خدا شگفت آورى با اينكه مهر و فرخندگى او بر شما خاندان پيامبران فراگير است و او ستوده اى بزرگوار است 74 و چون ترس ابراهيم آرام شد و نويد فرزند شنيد با فرستادگان ما ، براى مردم لوط سخن گفت 75 چه ابراهيم بردبار و نرمدل و روى دل با خدا بود 76 [ به او گفتند : ] اى ابراهيم از اين گونه سخن درگذر كه فرمان پروردگارت رسيده است و آزارى بر سرشان آيد كه بگذر ندارد 77 و چون فرستادگان ما بنزد لوط شدند او را [ ز آمدن ] آنان بد آمد و گفت : چه روز سختى بود امروز [ كه مهمانان گرفتار هوسرانى بدكاران شوند ] 78 و آن مردم شتابناك بسويش آمدند چون زان پيش خوى گرفته ى بدكارى بدند ، لوط به آنان گفت : اينك دختران من براى شما بهتر است ، پس از خشم خدا پرهيز كنيد و مرا در رفتار با مهمانان من رسوا نكنيد ، مگر ميان شما مردى درستكار و راسترو نباشد ؟ 79 آنها بپاسخش گفتند : دانى كه دختران تو ما را شايسته نباشند [ كه دل به آنان نداريم ] و تو دانى كه ما چه مىپسنديم 80 او گفت : اى كاش مرا بر شما نيرو بدى و يا پناهگاهى استوار 81 [ فرشتگان ] گفتند : اى لوط ، ما فرستاده ى پروردگار توايم [ و بدكاران را ] هرگز دسترس به تو نباشد و بپاسى ز شب با خانواده ى خود روانه شو و كسى از شما به چيزى روى نكند [ و دلتان بمال و كس نباشد ] بجز همسرت كه او چون ديگران گرفتار شود [ چون دلبسته ى كافران باشد ] و البتّه هنگام آزارشان بامداد است و نه مگر كه آن نزديك بود ؟ 82 چو فرمان ما رسيد جايگاه شان زير و زبر كرديم و از آن سنگ و گل بر هم چيده بسرشان فرو ريختيم 83 كه به پيشگاه پروردگارت نشانه دار بود [ تا بسرنوشت كه باشد و كه را نشانه كند ] و آن سر انجام و سرزمين نه از ستمكاران دور باشد ، [ چه شايد اينان را هم بر سر آيد و يا بروند و آن سرزمين به چشم خود ببينند ] . سخن مفسرين : « لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ » 69 طبرى : يعنى ملائكه ابراهيم را نويد دادند به پيدايش فرزندى بنام اسحاق ، و بعضى محدّثين گفته‌اند : نويد بهلاك قوم لوط بوده است .